عشق
خوش بود روز ما بخدا روزگار عشق فـصـلي گذشت خوش بمن اندر بهار عشق
جز غـم بـدل نـماند دگـر يادگار عشق شادي گـذشـت و عـمر محـبـت بسـر رسيد
گامي بـنـه ز راه وفـا بر مزار عـشق اي آنـکـه بعـد من گـذري در ديار عـشـق
گـلهـاي حـسـرتـي که بـبـيـني نـظـاره کن
کين بودم عاقبت ثمر از شاخسار عشق