به تارنمای بختیاریها خوش آمدید

مو پولم ، ايسا رهگذ ر.

من پل هستم و شما رهگذريد.

اشاره به اينكه من در اينجا حق آب و خاك دارم.

 

 بز كه اجلس ايا نون شون ايخوره.

بز كه اجلش مي آيد نان شبان را مي خورد.

چون نمك خوردي نمكدان را مشكن.

 

 اصل دار خطا نكرد       بي اصل وفا نكرد.

كسي كه اصالت دارد خطا نمي كند و كسي كه بي اصل است از او توقع وفا نبايد داشت.

 نطفه پاك ببايد كه شود قابل فيض           ورنه هر سنگ و گلي لوءلوء و مرجان نشود

 

 مار تا صاف نوابو مين سيلاس نيره .  

مار تا صاف نشود در سوراخش نمي رود.

راستي كن كه راستان رستند.

 

 اي ييزي ، اي بيني .

آرد را مي بيزي و بعدش را هم مي بيني.

روزي كه بر من و تو وزد باد مهرگان              آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست

 

قرض خشي و لرزس نيرزه .

وامي كه در هنگام شادي مي گيري به لرزه پس دادنش نمي ارزد .

وام نستانم اگر وعده قيامت باشد.

 

چو رو كردن ز چپو بتره.

دروغ و راست كردن از غارت اموال بدتر است.

 

كيونو دلس خشه ،‌ رنگ سورس ز تشه .

كدبانو دلش خوش است ، اما رنگ سرخش از آتش است.

كنايه از كسي است كه با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي دارد.

 

 ميش كه نبو بزن ايگون عبدالكريم.

ميش كه نباشد به بز مي گويند عبدالكريم.

چو بيشه تهي گردد از نره شير                 شغال بدانديش گردد دلير

 

گيوه كش هي پاس پتيه.

گيوه كش هميشه پايش برهنه است.

كوزه گر هميشه از كوزه شكسته آب مي خورد.

 

 دزه بن هورن نتري بگري .

دزد ته خور ( خورجين ) را نمي تواني بگيري.

كنايه از دزد خانگي است.

 

 كيكنيد ، چرنيد گد خروس پامه تلنيد.

جيغ زد ، فرياد كرد گفت خروس پايم را لگد كرد.

كنايه از بهانه جوييها و شكوه هاي بي اساس بعضي آدمها.

 

 صهرا كه اري اگوي ، اخندي هونه كه اياهي درس اي بندي.

بيرون كه مي روي مي گوئي و مي خندي ولي بخانه كه بر مي گردي درش را مي بندي (يعني زبانت را مي بندي ).

يار دارا بودن و دل با سكندر داشتن.

 

بوس خوه كه خوس خوه.

پدرش خوب است كه خودش خوب است.

پسر كو ندارد نشان از پدر               تو بيگانه خوانش مخوانش پسر .

 

ار هزار ليشم هي گوشت مبشم .

اگر هزار كه بدم             بالاخره گوشت ميشم .

اصل خوب بالاخره خودش را نشان مي دهد .

 

 ميمون دير مجال شومس وا خوسه.

مهمان ديد هنگام شامش با خودش مي باشد.

كنايه از وقت شناسي است.

 

 باد اورد خدا سي هوشه چين.

باد را خداوند براي خوشه چين آورد.

رزق را روزي رسان پر مي دهد.

 

گرگ كه پير ايبو سگ وش ايخنده .

گرگ كه پير مي شود سگ به او مي خندد.

چون پيرشدي حافظ از ميكده بيرون شو          رندي و خراباتي در عهد شباب اولي.

 

سر كچل منديره تونگره .

سركچل منتظر يك ضربه انگشت است كه خون بيايد.

آدم بهانه گير منتظر يك فرصت كوچك است.

 

نه كور حيا داره نه اورو صدا.

نه كور حيا دارد نه آب رودخانه صدا.

اصل بد نيكو نگردد هركه بنيادش بد است.

 

درخت ز ريشه خوش كرم ايزنه.

درخت از ريشه خودش كرم مي زند.

كرم درخت از خود درخت است.

 

يه كاري بكن سي صواو      نه سيخ بسوسه نه كواو.

كاري بكن بهر صواب                نه سيخ بسوزد نه كباب

 

يكي نيگو هي هالو خرت و چند .

كسي نمي گويد اي دائي خرت را به چند مي فروشي.

يعني كسي از حال ما نمي پرسد.

 

روغن آبيد تو كست و گل.

روغن شد و به زمين رفت.

كنايه از گم شدن ناگهاني.

 

اجاقس روشن وابيد.

اجاقش روشن شد.

بچه دار شد.

 

 آرتم بختم آربيزن دار كردم.

آرد را بيختم و آرد بيز را آويزان كردم.

يعني ديگر جواني را پشت سر گذاشتم.

 

كانداشت يه چي داشت.

آقا ندار صاحب چيزي شد.

كنايه از آدم نو كيسه است.

 

سي مسا ايگريوه نه سي نسا.

براي مسها گريه مي كند نه براي نسا خانم

قربان بند كيفتم           تا پول داري رفيقتم.

 

هر همو هره پالونس آلشت اويده.

خر همان خر است پالانش عوض شده است.

خر عيسي گرش به مكه برند        چون بيايد هنوز خر باشد.

 

 كر خو مال ميراث سي چنسه     كر ليشم مال ميراث سي چنسه

فرزند خوب ارث و مال را براي چه مي خواهد و فرزند بد هم ارث و مال را براي چه ميخواهد

ميراث پدر خواهي علم پدر آموز          كاين مال پدر خرج توان كرد به يك روز

 

برديم و آسماري هني دست زدينم ني ورداري.

مرا به كوه آسماري بردي هنوز دست از دنبالم بر نمي داري.

يعني بيچاره ام كردي و ديگر ولم نمي كني ( كوه آسماري نزديك مسجد سليمان است ).

 

پهنه داس و دس گلو

پيه را به دست گربه داد.

كنايه از كساني كه قافيه زندگي را مي بازند.

 

دلته بنه به دلدون      آرتت يكو و همبون.

دلت را در سينه بگذار و آردت را در انبان.

يعني هر چيز را بجاي خودش بگذار و خيالت را راحت كن.

 

كور به كور ايگو زرتم و تيات .

كور به كور مي گويد تف به چشمانت.

اين ضرب المثل مترادف : سيخ به سيخ چي مي گويد صل علي.

يعني كسي كه خودش عيبي دارد عيب ديگران را مي گويد.

 

ميراث خرس و كفتار ايگرده.

ارث خرس به كفتار مي رسد.

كند همجنس با همجنس پرواز          كبوتر با كبوتر باز با باز.

 

سگ كه چاق ايبو مر گوشتس ايخورن.

اگر سگ چاق شد كه گوشتش را نمي خورند.

آدم پست اگر دنيا را به آدم بدهد ارزش ندارد.

 

گدا گردو داد آدم اشكمو نداد.

گداي دوره گرد بخشش دارد ولي آدم شكمو بخشش ندارد.

آدم شكمو همه چيز را براي خودش مي خواهد.

 

يكي يه دونه يا شل ايبو يا ديونه.

يكي يك دانه يا شل ميشود يا ديوانه .

بچه كه در خانه يكي باشد لوس بار مي آيد و بدرد زندگي نمي خورد.

 

اونو كه بيدن ته گرهدن         اونو كه نبيدن ري گرهدن .

آنها كه بودند ته نشستند و آنها كه نبودند رو آمدند.

اسب تازي شده مجروح به زير پالان         طوق زرين همه بر گردن خر مي بينم.

 

هونه مبا بي كهخدا        احمد ره مهمد به جاس .

خانه بي سرپرست نباشد           احمد رفت محمد بجايش .

خدا نكند خانه بدون سرپرست باشد ، اگر احمد رفت محمد بجايش بماند.

 

ارجوم كهنه تره         اصلم كلنتره .

اگر پيرهنم كهنه تر است ولي اصلم كلانتر است.

اين مثل مترادف است با : اگر از اسب افتادم           از اصل نيفتادم.

اگر فقير شدم ولي روحم بي نياز است.

 

ار جوم درسته          اصلم نپهرسته .

اگر پيراهنم پاره شد  ولي اصلم از بين نرفته.

اگر فقير شدم ولي اصلم را از دست نداده ام.

 

ار بوسه نيدبي ادعا شاهي ايكرد.

اگر پدرش را نديده بود ادعاي شاهي مي كرد.

هر كس پا را بحد گليم اش بايد دراز كند.

 

خدا هر نه دي كه شاخ بس نداد.

خدا خر را شناخت كه شاخش نداد.

 

بگو سگ چو بگر دس.

چو نام سگ بري چوبي بدست آر.

 

رو بجائي كه بخوننت        نه جائي كه چو ور دارن بروننت.

بجائي برو كه با آغوش باز بپذيرندت تو      نه جائي كه چوب بردارند و برانندت.

 

احمد ايره ممد اياهه.

احمد مي رود محمد مي آيد.

كنايه از مزاحمت است.

 

كر واخوس ري زمين بو.

پسر بايد خودش روي زمين باشد.

هر كس بايد متكي بخود باشد و روي پاي خود بايستد.

 

سنگين بيو سنگين برو.

سنگين بيا سنگين برو.

هيچوقت وقار خود را از دست نده تا عزيز باشي.

 

شيرين برو   شيرين بيو.

شيرين برو شيرين بيا.

كمتر برو كمتر بيا تا احترامت هميشه بر جا باشد.

صفحه قبل   صفحه بعد