به تارنمای بختیاریها خوش آمدید

سوزه وا به دهون گا شيرين بو.

علف بايد به دهن گا و شيرين باشد.

 

مردگا بورس شير واره.

گاو مرد شير واره بريد.

اگر معامله نداريم ولي دوستي نبايد قطع شود.

 

آدم كه بدبختي سيس يهاهه    شوسيه گيس اياره.

آدم كه بدبختي برايش مي آيد         شبش هم از شبهاي ديگران سياهتراست.

بخت چون از خليفه   برگردد            اسبش    اندر     طويله    خر    گردد.

 

 تازي وخت شكال ريدنس اي گره.

تازي به هنگام شكار مي خواهد ادرار كند.

 

شليك بعد ز كو گون.

بعد از رفتن كبك ها شليك تفنگ بي نتيجه است.

كنايه از كار بي نتيجه است.

 

نه ز پل ايره نه ز گدار.

نه ز پل مي رود نه از گدار.

يعني به هيچ اصلي پابند نيست.

 

آسيو ايدراره      ليوينه اي كپنه.

هر چه آسياب در مي آورد آسيابان مي خورد.

كنايه از كسي كه به فكر اندوخته نيست و هرچه در مي آورد مي خورد.

 

 سون گلنه ول ايكنه     هونه خدا كه دس ني ور داره

اگر چوپان گله را رها كند ولي صاحب گله كه دست از گله بر نمي دارد.

 

قومي نه ايكنن سي يو كه پشت پر آبونه حالي.

خويشاوندي را براي آن مي كنند كه پشت آدم پر شود ( يعني فاميلش زياد شود) نه كم.

در خويشاوندي هدف زيادشدن فاميل است.

  

 نه گرت ز شله وريسه نه سوار ز نخ كش.

نه گرد از گل بر مي خيزد و نه سوار از گيوه كش.

تربيت نيكو نگردد هر كه بنيادش بد است.

 

هور سوز منت خومه    كشتي صهرات مردم.

اي خور سبز از داخلت خودم را كشتي و از بيرونت مردم را.

يعني خور خالي است در حاليكه ديگران مي پندارند پراست.

 

ليوينه ز گسنه اي مرد    گهدن گرده گره گليس.

 

آسيابان از گرسنگي مرد گفتند نان بيخ گلويش گير كرد.

كنايه از اينست كه كسي كه با موادي سروكار دارد و شايد از مصرف آن خودش محروم باشد.

( كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخورد).

 

او رو ز را خدا كيارشي هم نگذشت.

يعني آب رودخانه از راه خدا كيارشي كه شناگر قابلي هم بود نگذشت.

گاهي آب خشمگين به شناگر هم رحم نمي كند.

 

زدس بارون جستم من چه اوي.

از دست باران فرار كردم به چاه آب افتادم.

كنايه از چاله به چاه افتادن است.

 

 چي او نوا تشنه پشت سر بوني.

مانند آب نبايد آتش را پشت سر بگذاري.

يعني خاصيت آب را داشته باش كه كارش خاموش كردن آتش است.

اگرت خار گل تازه رسي ساخته اند          پاس ناموس چمن دار و خليدن آموز

 

 تا داريم سر ايدر اريم هميكه نداريم پيت ايور اريم. 

تا داريم بدمستي مي كنيم ولي همين كه تهي دست شديم التماس مي كنيم  و بدور خود مي پيچيم.

 

 ديگ سه كوچك ديگ لون هم سه كوچك.

ديگ بزرگ سه سنگ ، ديگ كوچك هم سه سنگ.

كنايه از كوچكترها است كه ادعاشان از بزرگترها بيشتر است.

 

كه ز خوت نيد كهدونم ز خوت نيد.

كاه از خودت نيست كاهدان هم از خودت نيست.

در هر كاري جنبه اعتدال بايد رعايت شود.

 

تا نكشي رنج     نيخوري آش برنج.

تا رنج نبري گنج بدست نمي آوري.

نابرده رنج گنج ميسر نمي شود           مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد.

 

 

 هر كينه ايخوين بزمائين در اين به همسائيس.

هر كه را مي خواهيد آزمايش كنيد همسايه اش بشويد.

 

 مال منه سر بهيگ     بهيگ مالنه ور داد.

مال يا طايفه پشت سر عروسند ولي عروس همه را رها كرد.

من با توام و دل تو جاي دگر است.

 

كوكونه گهدن هايت كو چيره    گهد تيام دروي تا هم يونه نهامس.

 

جغد را گفتند تخمهايت كوچك است ، گفت چشمم در آمد تا همين را هم نهادم.

بيش از حد از كسي نبايد انتظار داشت.

 

همبونه دان خرس ور ارس هر دس بجا مز.

انبان را دادند به خرس كه دباغيش كند خوردش بجاي مزدش.

اصطلاح آفتابه به خرج لحيم كردن است.

 

بهونه كه تو بارون داره.

چادر سياه است كه طاقت باران را دارد.

مثل اصطلاح  ً  نمد است كه دم تيشه استقامت مي كند  ً .

 

گرگر اك گهد : چي وا برزير نيخورم.

سوسمار گفت من با برزگر غذا نمي خورم.

يكي را به دهقان ندادند راي    مي گفت كو خانه كدخداي

  

 شل به رفتارس    كور به ديدارس.

شل به رفتارش مي نازد و كور به ديدارش ( باندازه بود بايد نمود).

 

  بو دام ز دالوم اياهه.

بوي مادرم از مادر بزرگم مي آيد.

چون كه گل رفت و گلستان شد خراب               بوي گل را از كه جوئيم از گلاب

 

يه كاسه داريم ارك برك      تو پرس ك مو پر ترك.

يك كاسه داريم بيار و ببر     تو پرش كن من پر ترك.

اگر تو يك كلاغ را چهل كلاغ مي كني ، منهم بيشتر مي كنم.

 

مو هي نه كه نيخون بگرن    دس ايارن سي ديمس.

ماهي را كه نمي خواهند بگيرند دست بسوي دمش مي برند.

ماهي نخواهي دمش را بگير.

 

حونه خدا كه مهمون نيخو    جل زير پاسه ايكشه.

صاحب خانه كه مهمان را نمي خواهد ، فرش زير پايش را مي كشد.

 

ار گوشتنه بخوره خستنه ني سوژنه .

اگر گوشتش را بخورد استخوانش را نمي سوزاند.

كنايه از خودي و لسوزي است.

 

يشه ز دسته خوس نيتاشه.

تيشه از دسته خودش نمي تراشد.

خودي هميشه غيرت خودي را دارد.

  

 هر كي مندير همساسه      شو بي شوم ايخوسه.

هر كي منتظر همسايه نشست گرسنه مي خوابد.

 

اورشم كه خوار ايبو    پيوند خر و گا ايبو.

ابريشم كه خوار ميشود پيوند خر و گاو ميشود.

يعني در پالان خر مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

هر كي بهك بوتيسه      دايم سير مه به تياسه.

هر كس عروس خاله اش باشد هميشه سرمه در چشمانش باشد.

يعني نانش در روغن است.

 

 هر كي بهيگ كيچي سه      دايم تنا بريسه.

هر كس عروس عمه اش باشد هميشه تهمت نثارش است.

يعني نانش در خون است.

سگنه خونيدن ري بون قرقب كرد گهد هونه ز خومه.

سگ را خواباندند روي بام خانه ، پارس كنان گفت خانه از خودم مي باشد.

مهمان را بخانه راه دادند صاحبخانه شد.

 

ميمي هرچي ليش تره  بازيس بيشتره.

ميمون هر چه زشت تر باشد بازيش بيشتر خواهد بود.

  

 دز نابدل زنه و گهدون گه.

دزد ناشي به كاهدان كاه مي زند.

منير و رنگ زردم    گاديم كر بردم.

به رنگ زردم نگاه مكن                كه عقرب پشت سنگم.

فلفل نبين چه ريزه                    بشكن به بين چه تيزه.

 

نون جو نه ري داره نه آسر.  

نان جو پشت و رو ندارد.

  

 حيا دار حيا كرد     بي حيا گهدا ز مو ترسه.

حيا دار حيا كرد ، بي حيا گفت از من ميترسد.

آدم بي حيا چشم و رو ندارد.

  

 افتو زي اوچو كه دز دلس ايخواس.

آفتاب زد آنجا كه دزد دلش مي خواست.

 

 هر چي كني سي ناكس نه ايگو خونه ايگوبس.

هر چه براي آدم ناكس بكني نه مي گويد خوب است و نه مي گويد بس است.

 

 دس خوم  كس خوم.

دست خودم  كس خودم.

خويشي با بستگان كردن بهتر از بيگانه است.

 

  كونه دسم خوره دهونم.

دستم مي كند دهانم مي خورد.

هر كه نان از عمل خويش خورد               منت حاتم طائي نكشد.

 

  زورس به هرس نيرسه      دونه سي هولي.

زورش به خرش نمي رسد بدنبال كره اش مي دود.

 

خويم خوه بديم ز زهر مار بتره.

خوبيم خوب است ولي بديم از زهر مار هم بدتر است.

 

به ميش ايگون بجه          به گرگ ايگون بگرس.

 

به ميش مي گويند جستن كن ولي به گرگ مي گويند او را بگير.

كنايه از آدمهاي دو چهره  و مرموز.

 

تشت نيدم اما ديت كورم كرد.

آتش ترا نديدم اما دودت كورم كرد.

كنايه از آدمهائي كه خيرشان به هيچكس نمي رسد.

 

 سي گا مكال چه يه من چه صد من.

براي گاو خيش نرو ،‌ چه يك من چه صد من.

 

مالته سفت بگر همساته دوز نكن.

مالت را محكم بگير همسايه ات را دزد نكن.

صفحه قبل